سلام جوون21.gif خوبی؟ ببین من بعد از عمری یه اومدم یه خاطره از خودم بنویسم پس حالا که قدم رنجه فرمودین لطفآ مثل همیشه بخونین کامل و نظر بدین. قبل از همه چیزم از همه تون ممنونم که میان و یه حالی به خودتون و یه حولی به ما میدین.ولی اينم بگم باز : که جون هر کی دوس داری بخون و نظر بده03.gif بریم سر اصل مطلب:13.gif<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

زمستونه. خونه ای توش زندگی میکنم نزدیک یه مسجده پس صدای اذان هر روز سحر از خواب بیدارت میکنه34.gif. تازه میفهمم چرا خونه هائی که نزدیک مسجد هستن ارزون تره! 14.gif دیروز از خدا یه چیزی خواستم که از اونجائی که رابطه ء من و خدا فابریکه05.gif و تیریپمون لاو 07.gif می باشد خدا رومونو زمین ننداخت و دعامونو مستجاب کرد منم با خودم پیش خدا عهد کردم که از فردا هر روز صبح بیدار بشم و نماز صبح و بخونم 09.gif. صبح از زور دستشوئی بیدار شدم و صدای اذان رو تا شنیدم خودمو زدم به خواب اما دیدم نه نمیشه این فشاری که به من داره میاد خیلیه و ممکنه نشتی به بار بیاره.اگه يه پوشک مای بی بی داشتم مشکلم حل بود18.gif هی اينور اونور شدم تا بلکم خوابم ببره فردا سر نماز ظهر نماز صبحمونم بخونیمو از خدا معذرت بخوام و بگم آره به جون خودم نباشه به جون خودت خوابم برد20.gif و از اونجائی که اونم بزرگه  ببخشه ولی بازم میترسیدم اگه نماز نخونم فردا رو از دماغم در بیاره 02.gif که دیگه تا من باشم خالی نبندم واسش. آخه از شما چه پنهون که منم مثل همه ء شما خیلی واسه خدا خالی بستم . 03.gifخلاصه هی اینور اونور شدیم که خوابمون ببره دیدم اصلآ نمیشه این موذنم که انگار داره منو میبینه و لج میکنه برای همین صداشو برد بالاتر تا جائی که انگار دم گوشت داره اذان میگه اونم با اون صدای مزخرف و با اون لحجه ش که معلوم بود هنوز لحجه شو عمل نکرده!26.gif

(یاد اون اردو یه هفته ای که بچه + مدرسه رو جمع کردن بردن رامسر افتادم که تو اون یه هفته بابای مارو در آوردن و عین پادگان یا یه اردوی نظامی بود و هر روز سر ساعت 4 صبح مارو بیدار میکردن و اون آهنگ قشنگه هست که اون پسر بچهه میخوند که الان اگه اشتباه نکنم واسه خودش اندازهء یه توله خرس بزرگ شده باشه شعرشم این بود: باز از مسجد شهر صوت قرآن آید و ....)البته این آهنگ از اون به بعد برای من هیچوقت قشنگ نشد... بگذریم ....خلاصه به هر بد بختی و به خاطر عذاب وجدان و رودرواسی با خدا و از همه مهمتر ترس از خدا 15.gif بلند شدم و کور مال کور مال22.gif رفتم دستشوئی که خدا میدمنه پامو رو چند نفر گداشتم تا برسم به دستشوئئ . حالا آب باز کن کی باز کن مگه حالا گرم میشه این آب لنتی تو هوای سرد اراک (آخه من اراک درس میخونم:University States ARAK) 13.gif22.gifدیدم اصلآ راه نداره خیلی آب سرده به سرم زد برم تیمم کنم!11.gif(نه به اینکه نماز نمیخونه نه به اینکه میخواد تیمم کنه)18.gifاما باز مونده بودم که اگه بخوام تيمم کنم خاک از کجا گیر بیارم که تو سرو کله م بریزم تو این گیر و دار. خلاصه آب انقدر گرم شد که قندیل نبنده و ما وضو گرفتیم و نمازمونو خوندیم البته این نمازم غلط املائی خیلی داشت چون هم عین بید میلرزیدم 15.gif هم اینکه از لرزه ء زیادی لغوه گرفته بودم فکر میکنم انقد لرزیدم که قله رم گم کردم . بگذریم......

باز اومدم تو رختخواب که اگه خوابم نبرد لاقل گرمم بشه تا اومدم بجنبم دیدم باید برم یر کلاس اخلاق اسلامی اونم  ۸ صبح که تو سر سگ بزنی نمیاد بیرون . منه احمقم نمی دونم چرا کلاسمو تو زمستون ۸صبح برداشتم اونم کلاس اخلاق و ...کتاب اخلاق و زدم زیر بغلم و عین این بچه مثبتا اول از همه وارد دانشگاه شدم.حالا خود شهرک دانشگاهی ما هم نه که دانشکده کشاورزيه جرياناتی داره که خدمتتون عارض ميشم:

وارد دانشگاه که ميشی هاچ زنبور عسل بود آره اونو ميبينی که داره دنبال مادرش ميگرده. بيل و کلنگ و لودر و تراکتور و گاو آهن و حتی خود گاو هم دانشگاه ما داره. يک کيلومتر اون طرف ترش پادگانه نظاميه که صبحگاه دارن و صدای تيرو تفنگ و ضد هوائی و ...مياد يه خورده که ميای تو دانشگاه عطر جان پرور و دلنواز پهن و فضولات حيوانی شما رو به سمت گاوداری دانشگاه کنجکاو ميکنه ولی اين عطر آنقدر اسانسش قوی و طبيعيه که شما هيچوقت نميتونين نزديک گاوداری بشين(ميگن يکی از گاوا يه هفته پيش از اونجا اومد بيرون که باعث تطيليه دانشگاه و برهم خوردن کلاسا به مدت ۴ساعت شدمنبع خبر: ساحل خاکستری)حالا خدا رحم کرد تابستون نيست وگرنه اين بوی ملات گاو رو خداميدونه چه جوری ميشد تحمل کرد.26.gif

سر کلاس رفتم و نشستم و يکی ديگه از بچه ها هم اومد کنار من نشست اون هميشه همينجا ميشينه سر کلاس اخلاق و تنها کلاس مشترکی که با هم داريم همينه. بعد چند تا ديگه اومدن که قيافه شون آشنا نميزد.33.gif بعدم چند تا آبجی! 32.gif08.gif07.gifمن شک کردم آخه بيش از نصف ترم گذشته بود اما تا اونجائی که يادمه کلاس اخلاق مختلط نبود! 09.gifديدم هی تعدادشون زياد ميشه! رو کردم به پسره پرسيدم:دادش کلاس درست اومديم؟ اونم گفت آره. منم خيالم راحت شد و مثل مستربين لبخند مليحانه زدم ومنتظر آقای امير آبادی استاد اخلاق شدم که وارد کلاس بشه و اون مگس ها هم دور سرش قربون صدقه ش برن و اونم هی کشتشون بده تا خسته شه18.gifاومدم خوشمزگی کنم به يکی از اين آبجی ها که اومد تو کلاس هنوز وارد نشده بود گفتم: کلاس اخلاق هستا اشتباه نياين يه وقت!که اونم نه گذاشت نه برداشت و به حالت تمسخرو بلند پرسيد: آره بچه ها کلاس اخلاقه!؟ اونام همه يک صدا انگار که اومدن تضاهرات گفتن: نه کی گفته!!!06.gif تا اومدم به پسره به توپم و ... پسره گفت: داداش اخلاق فردا ساعت ۱۰:۳۰ اونم کلاس شمارهء ۱۳ طبقهء پائين با هم داريم الان اينجا کلاس رياضی عمومی شما برو خونه بخواب فردا بيا 04.gif( عين اين روانپزشکا که به مريضشون ميگن شما احتياج به استراحت داری 02.gif)

کتاب اخلاق زير بغل من هنگام بيرون رفتن از کلاس شرم من08.gif و خنده ء بچه ها18.gif رو به همراه داشت.برگشتم خونه و تو راه ياد اين شعر افتادم که ميگه:

  عشق چوآيد ميبرد هوش دل فرزانه را  

  دزد دانا می کشد اول چراغ خانه را 

بعدشم ميگه نمی دنم چيچی حافظا34.gif 

ولی ما نه فرزانه هستيم نه خانه ای داريم که چراغی داشته باشه و دزدی بخواد بزنه بهش .هرچی بود گذشتو رفت اون گاو داری دانشگاه رو هم بردن پائين تر و يه جای بهتر و سوله ء گاوارو تبديل کردن به ناهار خوريه دانشگاه به مولا قسم راست ميگم .ولی با اين سوتی ای که من دادم معمولا ميگن: مستی يا عاشق!منم که تاحالا وايتکس مايتکس نخوردم مست کنم اونم اون موقع صبح به نظر شما من عاشق شدم!؟

 

/ 83 نظر / 70 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Meghdad

آخه بچه مثبت ، با کی خورده حساب داری که اينطوری نوشتی ، کور شدم تا بتونم بخونم !!! // اما از حق نگذريم مرامتو عشقه . اين قدر مثبت فکر کردن هم هنر می خوادا .

محسن«دردهای تنهایی»

سلام....فکر کنم کل نوشته های من رو از روز اول وبلاگم جمع کنند به زحمت اينقدر بشه ... به هرحال اميدوارم دانشگاه بهت خوش بگذره ..:))....شاد باشی....محسن

samir

salam , baba kojayi , hij khabary azat nis ,ajab ajab !! eydet mobarak , ishalla emsal sar be rah shi bishtar biai benevisi ;) pish pish pish eydet mobarak

kiya

سلام داريوش جان من آپ کردم منتظرتم

*Tina

سلام مرسی که بهم سر زدی ...من نظر می دم هميشه توی هر وبلاگی برم بعد هم جون بچم نظر بدم .؟..من کی بچه دار شدم که خودم خبر ندارم ...؟عيد خودت هم مبارک سال خوبی داشته باشی ...وبلاگ قشنگی داری !

sara

خيلی جالب بود حسابی بهت خنديدم خوبه ببين دستت روانه طوری می نويسی که همه می فهمند من م اينجوريم البته جز اين مطلب هايی که دربارهی قدم در راه انسانيت نوشتم نه آقا عاشق نشدی

kiya

با عرض سلام و آرزوی سالی خوب برای شما دوست خوبم........من آپ کردم منتظر حضور قشنگت هستم

yasaman

داداش به مولا قسم عاشقی.حالا شفاف سازی کن ببينيم خونت پيشه کدوم مسجد. راستی حتما فردا لج کرديو ساعت ۱۰ نرفتی تا مشته محکمی زده باشی تو دهنه اون پسره.

Nazi

سلام ........ من خودم هم نميدونم چه جوری از اينجا سردر آوردم ....... ولی خوب خوشحالم که همچين جايه باحالی به تورم خورده ...... داداش .. که نميدونم اسمت چيه ولی به مولا تریپ wbet خيلی محشره ..... راستی داشت يادم ميرفت والا ما هنوز هیچ رقمی عاشق نشديم :"> که بدونيم الان uعاشق شدی يا نه ...... ولی فکر کنم يه جورائی مشکوک ميزنيا ;) .... D: خلاصه طالبه wb et شديم ...... سعی ميکنم بازم بهت سر بزنم .... هميشه سبز باشی ....... by .....