شاگرد تنبل

                               جون هرکی دوس داری بخون و نظر بده  

سلام جوون. من علت غیبتمو فقط یه چیز بگم، درس داشتم. آخه باور بفرماین من الان ۳ ترم متوالی هست که فارغ التحصیلیم عقب میوفته اونم به خاطر این اینترنت لعنتی که به خاطر یه آپدیت یا ایمیل کوفتی باید یه شب تا صبح بیدار بمونی آخرشم فرستاده نشه! و حالا اندر حکایات من: من قویآ معتقدم که نابغه ام . نابغه ای تو مایه های انیشتن! چرا؟ چون من بین بیش از ۲ میلیون دانشجو در سرار کشور تنها کسی بودم که:

 کاردانی را در ۴ سال گذراندم

 ۷ ترم از این ۸ ترم را مشروط شدم ولی اخراج نه!

۳ بار دانشگاه عوض کردم. ( صاحب خونه بودم بعد انتقالی گرفتم و بعد میهمان شدم )

 تنها دانشجویی بودم که هیشه اسمم جزء اسامی اخراجیون بود اما هرگز اخراج نشدم.البته فکر کنم اگه این آپدیتمو جاسبی و شرکاش بخونن حتمآ اخراج شم!

 همدوره ای های من الآن استاد دانشگاه شدن و من هنوز...

 بیش از تمامی اساتید دانشگاه سابقه دارم و درس خوندم!!!

تنها دانشجویی بودم که جاسبی شخصآ به من لوح تقدیر اعطا کرد اونم به خاطر پشتکار،صبر و استقامت و وقاحت و تلاش برای اخراج نشدن و سرانجام گرفتن فوق دیپلم!!

اخذ مدرک دکتری افتخاری بهخاطر دارا بون طولان ترین دورهء فوق دیپلم

آقا دیگه اول هر ترم این شده بود برای ما عادت که فایل مارو می بستم و ثپت نامم نمی کردن و میگفتن اخراجی! بعد هم پرونده ام رو میفرستادن سازمان! این آخری ها که دیگه میخندیدم بهشون و میگفتم:((مهندس شوخی می کنی؟پیر زنو از تاکسی خالی میترسونی!! آخه مگه میشه اخراج کنن! )) چون میدونستم خدای من خیلی بزرگتر از این حرفاس.

و اما اندر علل درس نخوندن من:

نداشتن علاقه به رشته ء تحصیلی

نداشتم علاقه دانشگاه و شهری که بودم.

داشتن علاقه به یک نفر!

و....

اما با تمام این حرفها من ناامید نشدم! جدی میگم . من کنکور کارشناسی شرکت کردم و تو رشته ء خودم در دانشگاه آزاد کرج نفر ۴ شدم چون خواستم. تازه شم ترازم بالای ۶۱۰۰ شد! یاد بگیر.الآنم منتظر جواب سراسری هستم اونم خوب دادم شاید قبول بشم ..ان شاء الله..

نتیجه اخلاقی و پیام آموزنده  اینکه :

آقا درس بخون، پشتکار داشته باش و هیچوقتم نا امید نشو چون هیچوقت اخراج نمیشی مگه اینکه مورد کمیته انضباطی داشته باشی،ماهی رو هر وقت از آب بگیری اگرچه میمیره اما تازه س.

حالا به متنی که یک نفر در مورد من نوشت و منو تحت تاثیر قرار داد توجه کنید:

تندبادهای پائیزی در غروب یکروز دیگر از ساعات بی تو بودن بر چهرهء معصوم درختان و سبزه های حیاط دانشکده سرمای بی اندازه ای را نثار می کند. با قلم میتوان حد دلتنگی را گفت یا سرود اما همین قلم برای وصف سوز پائیزی زبانش قاصر است اینجا (اراک) هوا سرد است. اینجا همه چیز حتی شمشادهای دور باغچه دلتنگ ست. شاید این دلتنگی بهانه ای برای آغاز یک فصل سرد است. ولی برای من آغاز غربت است . اما در میان تمام دلتنگیها و فاصله ها رنگ محبت در آسمان دانشگاه آبی تر به نظر می رسد و این زیباترین و صاف ترین آبی آسمانهاست.

در کلاسها، دم سلف و حتی نسیمی که می وزد بوی آشنایی می آید که این بو نه تنها برای من شاید برای همه حتی حراست دانشگاه هم آشنا باشد.....بوی شاگرد تنبل دانشگاه

/ 26 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بيتا

سلام.اول مرسی که سر زديد بهم.دوم اینکه فکر کنم الان دیگه نتیجه ی کنکورتون اومده باشه اميدوارم که قبول شده باشيد. اينم تا يادم نرفته بگم خيلی جذاب می نويسيد موفق و پيروز باشيد

اسمر

سلام . نگران نشو اکثر دانشگاه آزادی ها وضعيت بهتری از تو ندارند تو دانشگاه همه چيز هست جز انگيزه درس خوندن

خاله ريزه

سلام دوست قديمی .. خوبی ؟! خيلی وقته آپديت نميکنی من منتظرما !!!! به روز کردی خبرم کن موفق باشی

بيتا

سلام. شما که هنوز اپ نکردی

~~~~يه دنيا عاشقونه ~~~~~

سلام . بازم که غيبتت خيلی طولانی شده:)) من قدرت فرياد را از دستان باد گرفتم تا تمام سکوتم از عشق معنا شود...من در اين جنگل تاريک به دنبال مردي سياه پوش ميگردم...او که همچون شبهي گذرا آمد و قبل از اين که صدايش بزنم در ميان درختان مه آلود و غم زده گم شد....گويي کسي قلبش را در گنجه ي زمان محبوس کرده بود.از چشمانش رنگ شادي رفته بود و دستانش پر از تمنا بود....ميدانستم که ميتوانم از حقيقت برايش معنايي شيرين تر بسازم اما او نبود...آري او ديگر نبود .او از ميان تمام درختان گذشت و به سرزميني سفر کرد که کليد گنجينه را بيابد و خود را برايه هميشه از زندان ابدي رها سازد....و اکنون در اين ثانيه هايه يخ زده فقط من و تو مانديم.به اطرافت نگاه کن.ميخواهم بخوابم و قانون اين جنگل را زيره پا گذارم اما افسوس که اين شهر.شهر بي خوابيست.کاش حقيقتي بهتر به سراغم مي آمد و مرا از اين برزخ نجات ميداد.اما گذر زمان در گوشم ترانه ي تنهايي ميخواند و من هنوز با نگاهي بي معنا به دنبال معني عشق ميگردم. گويي هزار سال از عاشقي دورم.....

بیتا

سلام. خوبيد؟ من فکر می کنم خيلی قبل نوشته ی شما رو خوندم!چرا اپ نمی کنيد؟

SaRa

سلام!کجايی؟؟؟!! عيدت مبارک!

محمد حسين

سلام دوست عزیز وبلاگ قشنگی داری موفق باشی اگه دوست داشتی بیا تبادل لینک کنیم

انجل

آخی چه نامه ي قشنگی .

www.golebitaa.persianblog.ir

سلام منم مريم يادت هست وبلاگ گل بيتا .من کلمه رمزم فراموشم شده اگه می تونی لطفا کمکم کن . متشکرم . ضمنا وبلاگت عاليه مثل قديما خوب می نويسی . موفق باشی